بیایید بهترین‏ ها را انفاق كنیم!!

انفاق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رسیدن به مقام نیكوكاران واقعى، شرایط زیادى دارد كه یكى از آنها انفاق كردن از اموالى است كه مورد علاقه انسان است، زیرا عشق و علاقه واقعى به خدا، و احترام به اصول انسانیت و اخلاق، آن گاه روشن مى ‏شود كه انسان بر سر دو راهى قرار گیرد، در یك طرف مال و ثروت یا مقام و منصبى قرار داشته باشد كه مورد علاقه شدید او است، و در طرف مقابل خدا و حقیقت و عواطف انسانیت و نیكو كارى، اگر از اولى بخاطر دومى صرف نظر كرد معلوم مى ‏شود كه در عشق و علاقه خود صادق است، و اگر تنها در این راه از موضوعات جزئى حاضر بود صرف نظر كند، معلوم مى ‏شود عشق و علاقه معنوى او نیز به همان پایه است و این مقیاسى است براى سنجش ایمان و شخصیت.

 


لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَیْءٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِیمٌ (آل عمران ـ 92)

هرگز به نیكوكارى نخواهید رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق كنید و از هر چه انفاق كنید قطعاً خدا بدان داناست.

 

نمونه‏ هایى از انفاق مومنان‏

1ـ ابو طلحه انصارى، بیشترین درختان خرما را در مدینه داشت و باغ او محبوب ‏ترین اموالش بود. این باغ كه روبروى مسجد پیامبر صلى اللَّه علیه و آله واقع شده بود، آب زلالى داشت. رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله گاه و بى‏گاه وارد آن باغ مى ‏شد و از چشمه ‏ى آن مى ‏نوشید.

این باغِ زیبا و عالى، درآمد كلانى داشت كه مردم از آن سخن مى ‏گفتند. وقتى آیه نازل شد كه «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى ...» او خدمت پیامبر رسید و عرض كرد: محبوب‏ ترین چیزها نزد من این باغ است، مى‏ خواهم آن را در راه خدا انفاق كنم.

پیامبر صلى اللَّه علیه و آله فرمود: تجارت خوبى است، آفرین بر تو، ولى پیشنهاد من آن است كه این باغ را به فقراى فامیل و بستگان خویش دهى. او قبول كرد و باغ را بین آنان تقسیم نمود. (تفسیر كبیر، ج 2، ص 81)


2ـ مهمانى بر ابوذر وارد شد، ابوذر گفت: چون من گرفتارى دارم، شما خودتان یكى از شتران مرا بخر و غذا تهیه كنید. آنها شتر لاغرى را انتخاب كردند. ابوذر ناراحت شد و پرسید: چرا شتر فربه و چاق را نیاوردید؟ گفتند: آن را براى نیاز آینده تو گذاشتیم. ابوذر فرمود: روز نیاز من، روز قبر من است. (مجمع البیان، ج 2، ص 474)

3ـ وقتى فاطمه زهرا علیها السلام را در شب عروسى به خانه شوهر مى ‏بردند، فقیرى از حضرت پیراهن كهنه ‏اى خواست. فاطمه زهرا علیها السلام به یاد این آیه «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ ...» همان پیراهن نوى عروسیش را انفاق كرد.

كسى كه سال بر او بگذرد و از مال خود، كم یا زیاد به ما نرساند، خداوند روز قیامت به او نظر نمى‏ كند، مگر آنكه او را ببخشد. اى مفضل! این تكلیفى است كه خداوند آن را بر شیعیان لازم كرده آن گاه كه در كتاب خود مى‏فرماید: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ ...» پس ما برّ و تقوى و راه هدایت هستیم.

4ـ عبد اللّه بن جعفر، غلام سیاهى را دید كه در باغى كارگرى مى ‏كند، به وقت غذا سگى وارد باغ شد و در برابر غلام نشست. غلام لقمه ‏اى به او داد، باز سگ با نگاه خود تقاضاى غذا كرد، غلام غذاى خود را لقمه لقمه به او داد تا تمام شد. از او پرسید: خودت چه مى ‏خورى؟ گفت: من امروز سهمى ندارم. پرسید: چرا این كار را كردى؟ گفت: این سگ از راه دور آمده و گرسنه بود. عبد اللّه از فتوّت این غلام تعجّب كرد. آن باغ و غلام را خرید، غلام را آزاد كرد و باغ را به او بخشید. (تفسیر المنار، ج 3، ص 376 به نقل از احیاء العلوم)

5ـ زبیده همسر هارون الرشید قرآنى بسیار گران ‏قیمت داشت كه آن را با زر و زیور و جواهرات تزیین كرده بود و علاقه فراوانى به آن داشت، یك روز هنگامى كه از همان قرآن تلاوت مى‏ كرد به آیه لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ رسید، با خواندن آیه در فكر فرو رفت و با خود گفت هیچ چیز مثل این قرآن نزد من محبوب نیست و باید آن را در راه خدا انفاق كنم، كسى را به دنبال جواهر فروشان فرستاد و تزیینات و جواهرات آن را فروخت و بهاى آن را در بیابان هاى حجاز براى تهیه آب مورد نیاز بادیه ‏نشینان مصرف كرد كه مى ‏گویند: امروز هم بقایاى آن چاه ها وجود دارد و به نام او نامیده مى ‏شود.

 

طبیعت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در احادیث ذیل این آیه مى‏ خوانیم كه راه رسیدن به برّ، كمك به والدین است قبل از درخواست آنان، گرچه بى ‏نیاز باشند. (كافى، ج 2، ص 157)

امام صادق علیه السلام به مفضل بن عمر فرمود: از پدرم شنیدم كه مى ‏فرمود: كسى كه سال بر او بگذرد و از مال خود، كم یا زیاد به ما نرساند، خداوند روز قیامت به او نظر نمى‏ كند، مگر آنكه او را ببخشد. اى مفضل! این تكلیفى است كه خداوند آن را بر شیعیان لازم كرده آن گاه كه در كتاب خود مى ‏فرماید: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ ...» پس ما برّ و تقوى و راه هدایت هستیم. (تفسیر عیّاشى، ج 1، ص 182)

 

بحث لغوی:

كلمه ‏ى «الْبِرَّ» به خیر و بركت گسترده، و زمینى كه براى كشت و زراعت و یا سكونت مهیّاست، گفته مى‏ شود. همچنین به گندم كه غذاى عموم انسان‏ ها و انواع حیوانات است، «بر» گفته مى ‏شود.

با توجّه به اشتقاق لغوى «بر» كه به معناى توسعه در خیر است در قرآن، ایمان و عمل صالح و جهاد و نماز و وفاى به عهد، از نمونه‏هاى بِرّ معرفى شده‏اند. («لَّیْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاكِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّآئِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِینَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ » بقره، 177) همگان توصیه شده‏ اند كه در انجام «برّ» همدیگر را یارى كنند. «تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ» (مائده، 2) و در این آیه نیز مى ‏فرماید كه شما هرگز به این گوهر گرانبها نمى ‏رسید، مگر آنكه از آنچه دلپسند شماست و آن را دوست مى ‏دارید، انفاق كنید.

 

پیام ‏های آیه:

1ـ یگانه راه رسیدن به مقام نیكوكاران، انفاق خالصانه از امور مورد علاقه است، نه فقط ذكر و دعا. «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ ...»

بهترین چیز دوست داشتنى براى انسان «جان» است. پس شهدا كه جان خود را در راه خدا مى ‏دهند، به بالاترین مقام بِرّ مى‏ رسند. «تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»

2ـ در مكتب اسلام، هدف از انفاق تنها فقر زدایى نیست، بلكه رشد انفاق كننده‏ نیز مطرح است. دل كندن از محبوب ‏هاى خیالى و شكوفا شدن روح سخاوت، از مهم‏ترین آثار انفاق براى انفاق كننده است. «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ»

3ـ دلبستگى به دنیا سبب محروم شدن از رسیدن به مقام برّ است. «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ»

4ـ سعادتِ فرد در سایه نگاه اجتماعى و كریمانه اوست. «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا»

5ـ بهترین چیز دوست داشتنى براى انسان «جان» است. پس شهدا كه جان خود را در راه خدا مى ‏دهند، به بالاترین مقام بِرّ مى‏ رسند. «تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»

6ـ آنچه را كه خود دوست مى‏ دارى انفاق كن، نه آنچه را كه بینوایان دوست مى‏ دارند. زیرا ممكن است فقرا به جهت شدّت فقر، به اشیاى ناچیز نیز راضى باشند. «مِمَّا تُحِبُّونَ»، نه «مما یحبون»

7ـ انسانى كه تربیت الهى یافته، اسیر مال و ثروت نیست، بلكه حاكم بر آنهاست. «تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»

8ـ در انفاق، اصل كیفیّت است، نه كمیّت. «مِمَّا تُحِبُّونَ»

9ـ اسلام، مكتب انسان دوستى است نه مال دوستى. «تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»

10ـ در انفاق نه افراط و نه تفریط، تنها بخشى از آنچه را دوست دارى، انفاق كن. «مِمَّا تُحِبُّونَ»

11ـ محبّت به مال در نهاد هر انسانى هست: «مِمَّا تُحِبُّونَ» آنچه خطرناك است، شدّت محبّت است كه مانع انفاق شود. «وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ»(عادیات، 8)

12ـ مهم انفاق است حتّى اگر اندك باشد. «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‏ءٍ» آرى یك برگ زرد روى آب، مى ‏تواند كشتى صدها مورچه شود.

13ـ حال كه خداوند انفاق ما را مى ‏بیند، چرا در كمّ و كیف آن كوتاهى كنیم؟ بیایید بهترین ‏ها را انفاق كنیم. «فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ»

آمنه اسفندیاری                

کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث

بخش قرآن تبیان                

 


منابع:

تفسیر نور، ج 2

تفسیر نمونه، ج 3

تفسیر عیّاشى، ج 1

كافى، ج 2

تفسیر كبیر

مجمع البیان، ج 2



تاريخ : شنبه 04 بهمن 1393 | 19:36 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)

گفتم :  در گروه خودتان چه کاره ای؟

گفت : دروازه بان دلم

گفتم :این هم شد کار برو تو خط حمله

گفت : فکرم از دروازه مطمئن نیست دلم یک دروازه است اگر کنترل نکنم پی در پی گل میخورم!

گفتم :  چه گلی؟

گفت : گل گناه و هوس و غرور و گل دوستی های حساب نشده و غفلت از اینده!

گفتم :  چطور است جمع شویم وبا تیم ابلیس مسابقه دهیم؟

گفت :به شرط اینکه خودم دروازه بان باشم. چون میدانم که از چه زاویه ای توپ گناه را به طرف دروازه دل ها شوت می کند.

گفتم :  قبول. ولی از کجا این تجربه را کسب کرده ای؟

گفت : زاویه حمله ابلیس (غفلت) است و (غرور). وقتی چراغ یاد خاموش می شود غرور به دشمن (گرا) می دهد.

آنگاه گل گناه دروازه دل را می گشاید. شیطان حریف قوی ای است نمی شود آن را دست کم گرفت

گفتم :  پس تو خط دفاع را بیشتر دوست داری؟

گفت : ادم اگر نتواند دفاع خوبی داشته باشد مهاجم خوبی هم نمی شود.

گفتم :  دیگر کدام زاویه را باید مراقب بود؟

گفت :   خواهی نخوری ز تیم ابلیس شکست    /    باید به دفاع از دل و دیده نشست

          چون شوت شود بسوی دل توپ گناه     /    دروازه دل به روی آن باید بست

گفتم : دروازه بانی هم عجب لذتی دارد...!

گفت : به شرط آنکه گل نخوری و حمله شیطان را دفع کنی. (جهاد با نفس) به همین جهت بالاترین مبارزه هاست.

 

 

کتاب جهاد با نفس

 



تاريخ : شنبه 04 بهمن 1393 | 19:10 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)

جمــــعه ای دیگر گذشـت و باز هم مولا نیامد
باز هــــــم آن ســــــیّد و آن مقــتدای ما نیامد

 

چشـــــمهای پر گـــناه ما به در مـاندند و مولا
یک نگاه ســـــــــردِ معـــــــنا دار کرد امّـا نیامد

 

حُســـن یوسف را طلب با دِرهم معدود کردیم 
چون دراهم بود معدود  آن گل زهـرا نیامد

 

سیرت زیبای او عشق است ، ای عشاق عالم
چون طلـب کردیم صورت ، یار خوش سیما نیامد

 

بود چون باغ جـــــهان از خار و از خاشــاک لبریز
آن گل بی خــــــــار پروا کرد و در اینــــــجا نیامد

 

برده دل از مـــــا و ما را کرده او مجنون و شـیدا
آری آن صـــــیاد و دام و دانــه ی دلــــــها نیامد

 

کودکان گشـــــتند پیر و پیرها هم جان سپردند
جمعه پی در پی گذشــــت و باز هم مولا نیامد


شعر : علی اسماعیلی



تاريخ : جمعه 03 بهمن 1393 | 19:10 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)

جمعه ای دیگر گذشت ولی یوسف زهرا نیامد

جمعه ای دیگر گذشت ولی یوسف زهرا نیامد

 

از جمله القاب امام زمان علیه السلام، «یوسف زهرا» است. شباهتهایی بین حضرت یوسف و امام زمان علیهم ا السلام وجود دارد که حاکی از حال و برنامه های امام و شیعیان و محبان آن بزرگوار است.


امام صادق علیه السلام فرمودند: حضرت مهدی علیه السلام مانند حضرت یوسف است. وقتی برادرانش بر او داخل شدند، حضرت یوسف برادران را شناخت ولی برادران او را نشناختند. امام زمان علیه السلام نیز در بازارهای شما راه می رود، معامله می کند، با شما صحبت می کند، روی فرش شما راه می رود، شما را می شناسد ولی شما او را نمی شناسید.


«وقتی برادران یوسف وارد مصر شدند حضرت یوسف علیه السلام آنها را پذیرفت. هنگام برگشتن برادران فرمود؛ اگر آمدید، بنیامین را بیاورید تا به شما گندم بیشتری بدهم والا گندم نمی دهم. برادران که بنیامین را آوردند حضرت یوسف دستور داد پیمانه گندم را در بار وی بگذارند و سپس بنیامین را به اتهام سرقت نگه داشتند. خودش را به بنیامین معرفی نموده و او را در آغوش کشید». این خلاصه ای از داستان یوسف و برادرانش بود.

و اما چند نکته مهم:

1-یوسف برادرانش را شناخت ولی برادران او را نشناختند. حضرت مهدی علیه السلام نیز همه ما را می شناسد و در بازارهای ما رفت وآمد می نماید، صحبت می کند ولی ما او را نمی شناسیم. در روایت نقل شده: وقتی آن حضرت ظهور نماید، تمام مردم او را می شناسند چون قبلا ایشان را دیده اند.

فردی از شاگردان شیخ رجبعلی خیاط، ختمی گرفت تا امام زمان علیه السلام را ببیند. بعد از چهل روز مولا را ندید. به استادش شیخ رجبعلی گفت که امام علیه السلام را ندیدم. استاد گفت: آن شب که در مسجد بودی و نماز می گزاردی فردی کنار شما نشسته بود که به شما فرمود: انگشتر در دست چپ کراهت دارد، و شما گفتید: «و کل مکروه جائز». آن شخص امام زمان علیه السلام بود.



2- یوسف همه را پذیرفت. با آنکه برادران یوسف تصمیم به قتل او گرفتند و نهایتا او را در چاه افکنده، پیراهنش را درآوردند، او را به بهایی اندک فروختند و چندیدن سال بین یوسف و پدرش جدایی افکندند ولی حضرت یوسف آنها را پذیرفت و به آنان گندم داد.

امام زمان ارواحناالفداه نیز تمام افراد را می پذیرد. هرگونه که باشند می توانند وارد خانه امام زمان علیه السلام شوند. این فرهنگ اهل بیت علیهم السلام است که هرکس با هر صفت و گناهی درب خانه آنان را بزند، جوابش را می دهند. فردی محضر امام محمدباقر علیه السلام مشرف شد. گفت: یابن رسول الله کسی از من طلبکار است و انسان ظالمی است و مرا اذیت میکند. امام محمدباقر علیه السلام بدهی اش را پرداخت نمود. آن فرد گفت: یابن رسول الله اگر دوباره احتیاج داشتم می توانم به شما مراجعه کنم؟ امام فرمودند: به حقی که من گردن تو دارم هر وقت احتیاج داشتی در خانه ما بیا. امام رضا علیه السلام در حدیثی به امام جواد علیه السلام سفارش نمود: خودت را در اختیار مردم قرار بده. از دربی خارج شو که فقرا صف ایستاده اند و به آنان کمک کن.



3- حضرت یوسف فرمود: محبوب من بنیامین را بیاورید. هروقت نزد امام زمان علیه السلام می رویم، محبوب امام زمان علیه السلام را ببریم. امام زمان علیه السلام از ما عمل، صداقت، تقوا- انصاف- تلاش و... می خواهد. استادی قلم تراش را گم کرد. هرچه گشت آن را نیافت. روزی شاگردش به او گفت: قلم تراش شما فلان جاست. استاد فهمید که شاگردش با امام زمان علیه السلام در ارتباط است. به شاگردش گفت: امام زمان علیه السلام را دیدی بگو: من دوست دارم ایشان را ببینم. بعد از چند روز از شاگرد پرسید آیا درخواست ما را به امام زمان علیه السلام گفتی؟ شاگرد گفت: آری و امام زمان علیه السلام فرمودند: به استادت بگو، اعمالش را اصلاح کند من خودم به دیدنش خواهم آمد.

امام زمان علیه السلام باب الله است. و امام حسین علیه السلام باب امام زمان علیه السلام است. هروقت می خواهیم در خانه امام زمان علیه السلام برویم با توسل به امام حسین علیه السلام راحت تر است.

4- یوسف تهدید کرد اگر بنیامین را نیاورید به شما گندم نمی دهم. مواظب باشیم، اگر در جستجوی محبوب مولا امام زمان علیه السلام نباشیم از درگاه آن مولا دور شده و الطاف خاصه آن حضرت به ما نخواهد رسید.

5-برادران یوسف عافیت جو بودند. برادران یوسف او را در چاه انداختند، چون برایشان سود نداشت. خدا نکند روزی شیعیان امام زمان علیه السلام عافیت جو باشند نه عافیت سوز و امام زمان علیه السلام را برای منافع مادی بخواهند.

کسانی ضرر می کنند که انتظار امام زمان را دارند ولی برای منافع مادی خود. که امام علیه السلام ظهور کرده و مشکلات مالی و زندگی مردم را حل کرده و با خیال راحت زندگی کنند.

6- یوسف بنیامین را در آغوش گرفت و خود را معرفی نمود. حضرت یوسف، فقط بنیامین را در آغوش گرفت و خودش را به او معرفی نمود. بر همه است سعی کنند کاری کنند که در آغوش امام زمان علیه السلام قرار گیرند. امام زمان علیه السلام فرمودند: من دوست دارم به خانه شیعیان بروم، روی فرششان، کنار سفره شان بنشینم، با آنان غذا بخورم ولی افسوس که گناهانشان نمی گذارد.

گفتم شبی به مهدی اذن نگاه خواهم ... گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم

7- یوسف برای رسیدن بنیامین به او، پیمانه را در بارش گذاشت و به او اتهام زد... کسی که عاشق امام زمان علیه السلام است همیشه باید منتظر امتحانات سخت باشد.

هرکه در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند

قدم زدن در وادی انتظار و محبت امام زمان علیه السلام دلی همچون عباس، شجاعت و شهامتی همچون عباس و حمزه و جعفر طیار، عشق به شهادتی همچون قاسم و علی اکبر و... می خواهد.

میر حامد حسین به عشق ولایت آنقدر نوشت که استخوان دو انگشت دستش پودر شد. تمرین کرد و با دست چپ می نوشت. و حاصل کارش 40 جلد کتاب عبقات الانوار شد.

علامه امینی به عشق امیرالمؤمنین علیه السلام برای جمع آوری حدیث چه مسافرتهایی نمود و کتاب الغدیر را نوشت.

ایشان می فرمایند: هروقت الغدیر را می نوشتم حضرت علی علیه السلام در کنارم نشسته بودند و الغدیر را دیکته کرده و من می نوشتم.


علامه حلی کتابی را که استاد سنی اش بر علیه شیعه نوشته بود گرفت تا یک شبه تمام آن را رونویسی کند. ولی شب خوابش برد. صبح که بلند شد تأسف خورد که چرا کتاب را تمام نکرده. وقتی کتاب را برداشت دید کتاب نوشته شده و در آخر این جمله است: «حرره صاحب الزمان».

8- بنیامین شویم نه براردان یوسف. هدف انسان باید این باشد که بنیامین شود که هم در آغوش امام قرار گرفته و هم امام زمان علیه السلام هرجا نشست در گوشش زمزمه کند: «أنا بقیه الله».

از وب سایت: www.beytoote.com



تاريخ : جمعه 03 بهمن 1393 | 19:05 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)
آیا خداوند با بندگان نامحرم است که آنان باید در حال نماز ، حجاب داشته باشند ؟
 
به چه دلیل خانم ها هنگام خواندن نماز باید حجاب داشته باشند؟ خداوند که نامحرم نیست؟
 
پاسخ اجمالی

بدون تردید خداوند از همه چیز در همه حال با خبر است و پوشیده و پنهان براى او مفهومى نـدارد. بـا بـنـدگـان خـود نیز نامحرم نیست، ولى انسان در حال عبادت خود را در حضور خدا مى بیند و با او سخن مى گوید، در چنین حالى باید مناسب ترین لباس را در حـضـور او بپوشد. روشن است که مناسب ترین لباس براى زن همان لباس کامل است؛ یعنى لباسى که نشانه عفت و پاک دامنى او است و بهترین حالات او را منعکس مى کند. تنها چنین لباسى شایسته حال عبادت است. حـتـى در مـورد مـردان نیز نـه تنها نماز خواندن با بدن عریان باطل است و با روح خضوع و احترام به ساحت مقدس پروردگار سازگاری ندارد، بلکه بهتر آن است که علاوه بر پوشش مقدار واجب، با لباسى نماز بخوانند که نشانه نهایت احترام باشد.

علاوه بر این رعایت حجاب در نماز آثار و مصالح زیر را در پی دارد:

1. نوعی تمرین مستمر و روزانه برای حفظ حجاب در همه موارد واجب است.

2. نماز خواندن در منظر مردم و در اماکن عمومی و مساجد، حجاب کامل را می طلبد و این مصون ماندن زنان از نگاه دیگران و حفظ آرامش روحی نمازگزار را در پی دارد.

البته باید توجه داشت که موارد گفته شده، در حد یک احتمال است و دلیل اصلی حفظ حجاب و سایر عبادات، همانا تقویت روحیه تعبد و پذیرش خواست خدا در انسان است.

پاسخ تفصیلی

در میان آیات و روایات به چیزی که به فلسفه این موضوع اشاره کرده باشد، دست نیافتیم. اصولاً مسائل عبادی و احکام شرعی، جنبه تعبدی دارند و در این مسائل فقط تعبد و پذیرش خواست شارع مقدس می تواند مهم ترین ملاک و مصلحت باشد، اگر چه مصالح دیگری نیز در آنها نهفته است که از آنها آگاهی نداریم. تنها در برخی از روایات به گوشه هایی از حکمت و مصلحت جعل بعضی از احکام اشاره شده است و با پیشرفت دانش و فهم و خرد بشری، گوشه های دیگری از آنها آشکار می شود. البته حجاب به طور کلی به ویژه در حال نماز، آثار و برکات و محسنات زیادی دارد که بعید نیست در واجب شدن آن از طرف خداوند متعال نقش مؤثری داشته باشد.

در این جا به برخی از مواردی که به عنوان محسنات حجاب در نماز ذکر شده است می پردازیم:

1. داشتن لباس کامل بر وقار ظاهری انسان می افزاید. هر چه از لباس انسان کم شود، از وقار وی و حفظ شئون اجتماعی اش کم می شود و نزد دیگران تنزل می یابد. می توان حجاب را یک نوع ادب دانست. ادب اقتضا می کند انسان در مقابل دیگران و بزرگان با لباس کامل ظاهر شود. شرکت در محافل و مراسم مذهبی در همه ادیان بلکه نزد همه عقلای عالم معمولاً با حجاب همراه است. به ویژه در اسلام که لباس رسمی حضور زن مسلمان در اجتماعات، پوشش کامل است.

انسان در حال نماز به محضر خدا می رود و در حالی که ملائکه های عرش الاهی حضور دارند، در یک مجلس رسمی به عبادت خدا می پردازد. بنابراین، چون نماز در حقیقت حضور و بار یافتن به درگاه رب العالمین است، در این مجلس هر چه لباس کامل تر و تمیزتر و خوشبوتر باشد، مطلوب تر است، حتی به مردان سفارش شده که با لباس کامل، ادب حضور در پیشگاه الاهی را رعایت کنند.

امام صادق (ع) می فرماید: "آن چنان خدا را عبادت کن که گویا او را می بینی. اگراو را نمی بینی، او تو را مشاهده می کند".[1]

2. از دیگر مصالح حجاب در نماز این است که نوعی تمرین مستمر و روزانه برای حفظ حجاب است. نیز یکی از عواملی است که در پاس داشت دائمی پوشش اسلامی زن و جلوگیری از آسیب پذیری او، نقش مهمی ایفا می کند. اگر بپذیریم اسلام همواره درصدد حفظ حجاب بانوان و مصونیت آنها است و به عفّت و پاک دامنی سفارش می کند، متوجه می شویم پوشش کامل در نماز همسو با این ایده است و برای تأکید بر این مسئله چنین شرطی را در نماز لازم می داند. در حقیقت همراه نماز، درس عفّت و پوشش مناسب می دهد، تا الگوی رفتاری و کرداری زن مسلمان را معرفی کند. در عین حال پوشش کامل در پنج نوبت در شبانه روز تمرین و تلقین عملی بسیار خوب و مناسبی بر پوشش و حجاب اسلامی زن مسلمان است.

3. نماز خواندن در منظر مردم و در اماکن عمومی و مساجد و مجامع، حجاب کامل می طلبد، به ویژه برای زنان تا از نگاه دیگران مصون بمانند، مخصوصاً که در نماز رکوع و سجده و نشست و برخاست است، در این صورت حجاب کامل موجب مصون ماندن زنان از نگاه دیگران و باعث حفظ آرامش روحی نمازگزار و نیز پاسداری از عفّت عمومی می شود.

آنچه گفته شد مواردی است که به ذهن می آید، اما دلیل اصلی آن تعبد و پذیرش خواست خدا است.

          در دایره هستی ما نقطه تسلیمیم           رأی آنچه تو اندیشی، حکم آنچه تو فرمایی

 


[1] . الکافی، ج 2 ، ص 68، "اعبد الله کأنّک تراه فان کنت لا تراه فانه یراک".



تاريخ : جمعه 03 بهمن 1393 | 18:54 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)

نفس بکش،

نفس بکش ،

یه نفس عمیق

حالا به لحظات خوبت بیاندیش

که چگونه به خوبی پشت سرشان گذاشتی

خوب

خوب

خوب باش ،

تو خوبی ،

خوب تر از همیشه

و حالا با مسائل روبرویت مواجه شو

وآنها را باتوکل به خدای مهربون

و

سخت کوشی خودت

دونه دونه حلشون کن

و باز لحظات شادی را رقم بزن ....

شادی حق توئه ….

هر کس لُطفِ بهار را می خواهد باید؛ دشواری زمستان را تحمل کند .




تاريخ : جمعه 03 بهمن 1393 | 18:48 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)
 رابطه محبت به امام زمان (عج) و انتظار

انتظار، حالتی است نفسانی که آمادگی برای آنچه انتظارش را می‏ کشیم، از آن بر می‏ آید. ضد انتظار، یاس و ناامیدی است. هرقدر که انتظار، شدیدتر باشد، آمادگی و مهیا شدن قوی‏تر خواهد بود. همانطورکه اگر مسافری داشته باشی که در انتظار مقدمش به سر می‏بری؛ هر چه هنگام آمدنش نزدیک‏تر شود، مهیا شدنت، فزونی می ‏یابد، بلکه از شدت انتظار چه بسا خواب از دیدگانت ربوده می ‏شود.

همانطور که «مراتب انتظار»، از این جهت، متفاوت است، «از جهت محبت‏» نسبت ‏به کسی که در انتظارش هستی نیز مراتبش، متفاوت می‌شود. پس هر چه محبت، شدید تر و دوستی بیشتر باشد، مهیاشدن برای محبوب، زیادتر می شود . (1)

انتظار، آماده باش و تحصیل آمادگی ‏های لازم است ‏برای آنچه که مورد نظر است، انتظار، آماده باشی در سایه صبر و مقاومت است. امام صادق علیه السلام فرموده است:

من دین الائمة انتظار الفرج بالصبر (2)؛ یکی از نشانه‏ های دین امامان، انتظار فرجی است که به صبر حاصل آید.

درزمان غیبت، دشمنان، تمامی نقشه ‏ها و طراری‏ های شیطانی خود را به میدان می ‏آورند تا رهزنی کنند و ایمان پیروان آن عزیز را نشانه روند. تنها کسانی می‏ توانند به دام آنان گرفتار نیایند که در سه‏ حیطه‏ «شناخت‏»، «عاطفه‏»و «رفتار»، آماده باشند؛ زیرا، این ها، سه حوزه‏ ی وجودی انسان را در بینش،  گرایش و عمل، شکل می‏ دهند .

عن الرضا، عن آبائه علیهم السلام قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله:

«افضلاعمال امتی انتظار فرج الله عزوجل‏» (3) و «افضل اعمال امتی انتظار الفرج من الله عزوجل‏» (4)؛ امام رضا علیه السلام از رسول اکرم صلی الله علیه وآله نقل می ‏فرمایند که برترین اعمال امت من، انتظار فرج از ناحیه‏ خداوند عزوجل است .

«انه سال عنه رجل: ای الاعمال احب الی الله عزوجل . قال: انتظار الفرج .» (5)

مردی از امیرالمؤمنین علی علیه السلام پرسید: «کدامین اعمال، نزد خداوند عزوجل، محبوب‏تر است؟ حضرت فرمودند: «انتظار فرج.‏»


»قال امیر المؤمنین علیه السلام: انتظروا الفرج ولا تیاسوا من روح الله؛ فاناحب الاعمال الی الله عزوجل انتظار الفرج‏»(6)؛ در همین باره، حضرت علی علیه السلام فرموده‏ اند: خود را آماده‏ فرج سازید و منتظر فرج باشید و دراین مسیر از خدا، ناامید و مایوس نگردید؛ زیرا که محبوب‏ ترین «اعمال‏» نزدخداوند عزوجل، انتظار فرج و کسب آمادگی برای فرج و حکومت مهدی علیه السلام است.«

در این حدیث، حضرت، از یاس و ناامیدی، پرهیز می ‏دهند تا طولانی بودن غیبت و مشکلات آن دوران، توان را از منتظران نرباید و آنان رادر صف منتظران پابرجا بدارد.

با توجه به این روایات، معلوم می‏شود که انتظار، تنها، یک «حالت روحی‏» نیست، بلکه احوال روحی جریان یافته و شکل گرفته‏ ای است که به اقدام و عمل می ‏انجامد. از همین رو است که «افضل الاعمال‏» و «احب الاعمال‏» فرموده‏ اند و آن، در سایه‏ صبر و استقامت‏ باید باشد و به دور از هرگونه یاس و ناامیدی .

آری، اینگونهانتظار و آمادگی را در دوران غیبت، مشق یاوران مهدی دانسته‏اند و آن رانصیب مهدی‌یاوران، شمرده ‏اند. پیامبر اکرم به حضرت علی (علیهم االسلام)می‏ فرماید:

یا علی: آگاه باش که بالاترین مردم، به لحاظ یقین؛ گروهی هستند که در آخر الزمان خواهند بود و با توجه به این که پیامبر را درک نکرده ‏اند و با او نبوده‏ اند و حجت و امام هم، از آنان غایب بوده است، درعین حال، از روی نوشته بر کاغذ سفید ایمان آورده‏ اند.(7)

در حدیث دیگر می ‏فرمایند:

«افضل العبادة انتظار الفرج‏» (8)؛برترین عبادت، انتظار فرج است. امیرالمؤمنین علی علیه السلام می‏فرمایند: «افضل عبادة المؤمن انتظار فرج الله.‏» (9)

این سان است که مهدی‌ یاوران عصر غیبت، در شب دیجور و سختی‏ ها، ایمان گران سنگ خویش را پایه‌گذاری می‏ کنند و ثابت قدم می ‏مانند و از برترین اعمال، با وجود سخت‏ تر بودنش، بهره می ‏یابند؛ زیرا، «افضل الاعمال احمزها» (10)؛ برترین اعمال، سخت ‏ترین آنها است

امام صادق علیه السلام در ذیل آیه‏ شریفه صد وپنجاه و هشتم سوره‏ مبارکه انعام «آیات پروردگارت ظاهر گردد، برای کسی که از پیش ایمان نیاورده باشد، یا با ایمانش، خیری حاصل نکرده باشد، ایمان آوردنش سودی ندارد» فرمود: «منظور از آن روز، هنگام خروج قائم منتظر از ما خاندان است.‏» (11)

از اینگونه روایات به دست می‏ آید که وظایف دوران غیبت، باید با ایمان و عمل خیر، رقم بخورد و در غیر این صورت، هیچ فایده‏ ای نخواهد داشت .

در دوران غیبت، «ایمان و عمل‏» به کار آیدو آمادگی می ‏آفریند و منتظران را در حال آماده باش نگه می‏دارد. اگر این آمادگی‏ ها، در سه محور شناخت و عاطفه و رفتار نباشد، در وقت ‏خروج و قیامحضرت، نه تنها سودی به همراه نخواهد داشت، بلکه از بعض روایات چنین به دست می‏ آید که چه بسا اینگونه افراد، پس از ظهور، در گروه مخالفان و دشمنان قرار گیرند و عده‏ ای که شبیه به خورشید پرستان و ماه‌ پرستان بوده ‏اند، ازپیروان آن نازنین باشند. (12)


http://mahdiyar.ir/wp-content/uploads/2012/07/2051.jpg

پی‌نوشت‏ ها:

1- مکیال المکارم، ج 2، ص 235 و 236 .

2- بحار الانوار، ج 52، ص 122، ح 1 .

3- بحارالانوار، ج 52، ص 122، ح 1 .

4- همان، ص 128، ح 21 .

5- همان، ص 122، ح 3 .

6- همان، ص 123، ح 7 .

 



تاريخ : جمعه 03 بهمن 1393 | 14:14 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)

روزی یکی از نیروهای شیطان رو به او کرد و گفت:

فرمانده چرا اینقدر خوشحالی؟ مگر گمراه کردن اینها چه فایده ای دارد؟

شیطان جواب داد:

امام اینها که بیاید ،عمر ما تمام میشود. اینها را که غافل کنیم، امامشان دیرتر می آید!

دوباره پرسید:
آیا ما موفق بوده ایم؟

شیطان خنده ای کرد و گفت:
مگر صدای گریه امامشان را نمیشنوی
مگر صدای طلب استغفار او را نمیشنوی!؟


.

.

.
هر کی معرفت داره و دلش مثل من لرزید منتشر كنه



تاريخ : پنج‌شنبه 02 بهمن 1393 | 20:23 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)

قربون این کوچولو برم... قربون دل پاکش

تو دعا کن شاید آقامون زودتر بیاد ...

 


تاريخ : پنج‌شنبه 02 بهمن 1393 | 19:36 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)
40 حدیث از معصومین درباره وقایع اخرالزمان ( نزدیک شدن ظهور آخرین منجی بشریت مهدی (عج) )
 

1- امیر مومنان(ع): مرد را برای پوشیده نگه داشتن همسرش سرزنش می کنند.


2- امیر مومنان(ع) : او [حضرت قائم «عج»] هنگامی ظاهر می شود که حقیقتها کم اجر و دنباله روها از نابخردان پیروی کنند.


3- امیر مومنان(ع): عربها دچار اختلاف شوند اشتیاق به ظهور افزون شود.


4-امیر مومنان(ع): عفاف و خویشتن داری از جامعه رخت بربندد و … و شیطان بر همگان چیره شود.


5- امیر مومنان(ع): زنها فرمانروایی کنند، حوادث جانکاه و کمرشکنی روی می دهد.


6- امیر مومنان(ع): هنگامی که مرد ها با مردها در می آمیزند و زنها با یکدیگر.


7- امیر مومنان(ع): عراق را فتح کنند و هر نوع اختلافی را با خونریزی پاسخ دهند.


8- پیامبر(ص): برای مردم روزگاری میرسد که تنها همّ وغمّشان شکم آنها و شرف آنها تجمّلات زندگی و قبلهء آنها زنهایشان می گردد.


9- پیامبر(ص): دین و آئین آنها درهم ودینارشان می باشد، آنها بدترین خلایق هستند برای آنها نزد خدا ارج و مقامی نیست.


10- پیامبر(ص): هنگامی که روابط نامشروع شیوع پیدا می کند زلزله زیاد می شود.


11-پیامبر(ص): هنگامی که برای کارهای ناشایست تعاون وهمکاری کنند و در احکام دین از یکدیگر دوری کنند.


12- پیامبر(ص): انسان به پدر ومادرش جفا می کند ولی با دوستانش از راه وفا وصفا وار د می شود.


13- پیامبر(ص): هنگامی که تکبّر و خودپرستی در اعماق دلها نفوذ کرد آنطور که سمها در بدنها نفوذ میکند.


14- پیامبر(ص): گناهان علنی شوند و محرّمات الهی سبک شمرده شوند.


15- پیـامبر(ص): زمـانی می آید که مـردم گـرگ درنده می شونـد، هر کس گرگ نباشد او را میخورند.

16- پیامبر(ص): مردم به انجام منکرات تظاهر می کنند … و اموال فراوان برای غنا و موسیقی خرج می شود.


17- امیر مومنان(ع): کسی که امر به معروف کند، خوار شود و کسی که مرتکب گناه شود، مورد ستایش قرار گیرد.


18- امیر مومنان(ع): هنگامی که نیازها وگرفتاریها فراوان شود مردم همدیگر را نشناسند.


19- امیر مومنان(ع): انسان برای استمداد به نزد برادرش برود، او را در قیافه ای دیگر غیر آنچه بود می بیند.


20- امیر مومنان(ع): شکافنده ها بشکافند و پیش بتازند ،تیز پروازان حمله کنند.

21- پیامبر(ص): هنگامی که امت من نماز را ضایع کنند و از شهوات پیروی کنند.


22- امیر مومنان(ع): پشت ها سنگین شود و حوادث پیاپی واقع شود.


23- پیامبر(ص): مرد ها خود را شبیه زن ها و زن ها خود را شبیه مرد ها می کنند.


24- پیامبر(ص): هنگامی که زنها جامه مردان را بپوشند و پوشش حیاء از آنها گرفته شود.


25- پیامبر(ص): سپس زمانی می آید که قاریان قرآن را می خوانند ولی از حلقومشان تجاوز نمیکند (عمل نمی شود…).

26- پیامبر(ص): قرآن را طبق خواسته های خود توجیه می کنند و آئین خدا را آراء خود تفسیر و تحلیل می کنند.


27- پیامبر(ص): ثروتمندان امت برای سیاحت به مکه می روند ومتوسطین آنها برای تجارت و فقرا برای ریاء و تظاهر (افراد خالص کم اند).


28- پیامبر(ص): قرآن با نی و لحن غنا خوانده می شود، بدون آینکه به هنگام تلاوت با خوف وخشیت از پروردگار همراه باشد.


29- پیامبر(ص): پس می بینی که گوش دادن به قرآن برای مردم بسیار سنگین است و گوش دادن به صداهای باطل آسان و فرح بخش شده است.


30- امیر مومنان(ع): آلات لهو و لعب در رهگذر مردم آشکارا به کار گرفته می شود، مردم عبور می کنند و کسی جرئت نمی کند از آن جلوگیری کند.

31- پیامبر(ص): (در آخر الزمان یعنی نزدیکی ظهور) زمین لرزه بسیار می شود.


32- پیامبر(ص): انتظارمیرودکه حتی یک قفیز گندم و یک درهم پول به مردم عراق نرسد.


33- امام صادق(ع): رودخانه ها خشک می شود و قحطی و گرانی پیش می آید.


34- پیامبر(ص): سه پرچم در یک سال و یک ماه و یک روزخروج می کنند(۱ـ سفیانی ۲ـ خراسانی ۳ـ یمانی )


35- امام صادق(ع): مردی از اولاد عمویم زید در یمن خروج می کند.


36- پیامبر(ص): یمانی ازشیعیان امیرمومنان (ع) است خروج یمانی و سفیانی مانند دو اسب مسابقه همزمان به دنبال یکدیگر است.


37- امام صادق(ع): در آن میان پرچم های هدایت از خراسان بیرون آمده با شتابی هر چه تمام تر منازل را طی کرده و پیش می تازند و تعدادی از یاران قائم (عج) در میان آنها خواهند بود.


38- امام صادق(ع): هنگامی که پرچم های سیاه از خراسان به راه افتاد به سویش بشتابید ولو با سینه خیز رفتن از روی برف ها باشد.


39- امام صادق(ع): آگاه باشید که آنها (سپاه خراسانی) یاران حضرت مهدی (عج) هستند و زمینه ی سلطنت جهانی او را فراهم میسازند.


40- پیامبر(ص): اگر سفیانی را ببینی او را پلید ترین مردم می یابی.




 



تاريخ : پنج‌شنبه 02 بهمن 1393 | 19:28 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...3536373839...57صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران